|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
یه سوال ؟ زندگی چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايم ؟ + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
در کنار خانواده لحظات خوشی را سپری کنید
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
من از این دنیا چی میخوام؟؟ دو تا صندلیه چوبی!! که من وتو رو بشونه واسیه گفتن خوبی...!؟ من از این دنیا چی میخوام؟؟ یه وجب زمینه خالی!! هموقت که یک اطاقک بشه خونه ی خیالی...!؟ من از این دنیا چی میخوام؟؟ یه جعبه مداد رنگی!! بکشم رو تن دنیا رنگ خوبی و قشنگی...!؟ آدمای دست و دلباز از توی قلکه طاقچه بردارن بذر محبت واسه بارداری باغچه...!؟؟ من از این دنیا چی میخوام؟؟ دو تا بال برای پرواز؟؟ برم تا روز تولد...برسم به فصل آواز...!؟ بگم غصه ها سر اومد.!!گریه بس.!!که بهتر اومد...! يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنيده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود...
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
فاصله سنيمون خيلي زياده (يعني خيلي از مرحله پرتي) من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير) من هميشه نماز مي خونم تو هم نماز بخون(يعني مثلا من خيلي دختر پاک و خوبيم بيا منو بگير) + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 توسط ماه کوچولو |
|