|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
روان پزشکان بيان کردهاند که نيازهاي اوليه يک مرد، علاوه بر يک عشق جنسي گرم و داغ، پذيرش و تحسين او از سوي همسرش ميباشد. ما زنها بايد اين تفاوت مهم بين دو جنس زن و مرد را کاملاً بهخاطر بسپاريم.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد. حالا شروع کنید.....!!! + نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
قلب من در هر زمان خواهان توست اين دو چشم عاشقم مهمان توست گرچه لبريز از غمي درمانده اي اين نگاهم در پي در مان توست در ميان ظلمت شبهاي غم چلچراغ قلب من چشمان توست در کنارم لحظهااي آسوده باش همدم دستان من داستان توست + نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
مداد هست، کاغذ ،عشق، نفرت، زیبائی و آزار ، چرا پس من نوشتن یادم رفته؟ رویاهایم پشت کدام پلکی که زدم، جا مانده؟ هنوز دلم کابوس های دلهره آور می خواهد. ترس گرم. یکی را باید به خاطر این جنایت سرد در حق روزهایم محکوم کنم ولی حیف که شاهدم حرف نمی زند و گریه هم اتهام کسی را ثابت نمی کند. همه مدارک این که روزگاری می خواسته ام کس دیگری باشم، الآن محو شده اند معلوم است که ختم محکمه را اعلام می کنند و صداهای خفه ای که از گلوی من می آید فقط ترحم ناظرانی که صندلی ها را ترک می کنند جلب می کند . ترحم ، تنها چیزی است که یادم است + نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
سوختم و آب شدم به پات . . . بقیه در ادامه مطلب...... + نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
توی دنیایی که قلبا,هر کدوم یه جا اسیرن کاش به فکر اونا باشیم که از این زمونه سیرن اونا که تو عصر آهن,تشنه’ یه جرعه یادن کاش که دست کم نگیریم,اینجور آدما زیادن نذاریم که تو چشاشون بشینه دونه’اشکی اونا فانوسن وخاموش,آره فانوسای مشکی دنیاشون شاید یه شهره,خالی از قهرو دورنگی توی سینشون یه قلبه جای این دلای سنگی چهرشون شاید به ظاهر مث دیگران نباشه اما نور مهربونی,توی شهرشون میپاشه توی این عصر پر از درد,خیلی آدما یه دنیان خیلیا تو جمع دنیا,بی قرار و تک وتنهان زیر سایه’ سلامت,هواشونو داشته باشیم توی جمع بی قرارا,عطر خوشبختی بپاشیم این ترانه یه اشارس به دلای خواب و بیدار که به یاد اونا باشیم,همه به امید دیدار غم تنهایی رو باید از نگاهشون بخونیم خدا خیلی مهربونه,اگه ما بنده’ اونیم + نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند ..... و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم + نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
ده تا از بهترين بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 توسط ماه کوچولو |
|